تبليغاتX
♥ که عشق آسان نموداول ولی افتاد مشکلها ♥

برخورد نزديك از نوع چهارم                   THE FOURTH KIND



براي خواندن كامل متن اينجا كليك كنيد







ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 23:57  توسط elijahsh  | 

در این قسمت متن ها و مطالب ارسال شده از طرف شما رو میگذارم.

از طرف امیرحسین

ازطرف مهدی بی نام

ازطرف زی زی گولو

برای خواندن کامل متن اینجا کلیک کنید     جدید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 23:36  توسط elijahsh  | 

عشق از دیدگاه فیزیولوژیک

برای خواندن کامل متن اینجا کلیک کنید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 15:27  توسط elijahsh  | 

سلام

عکس ها کار خودمه .     جدید

برای رفتن به گالری عکس اینجا کلیک کنید

نظر یادتون نره.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 14:21  توسط elijahsh  | 

عشق از دیدگاه روانکاوی

برای خواندن کامل متن اینجا کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 2:53  توسط elijahsh  | 

عشق از دید گاه فلسفه             جدید

برای خواندن متن کامل اینجا کلیک کنید.


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم تیر 1390ساعت 22:26  توسط elijahsh  | 

سخنان بزرگان در مورد عشق             جدید

برای خواندن کامل متن اینجا کلیک کنید

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 16:54  توسط elijahsh  | 

موسیقی

جو ساتریانی  نوازنده عشق!                                             جدید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 0:56  توسط elijahsh  | 

 

 کیش مهر

 

همی گویم و گفته‌ام بارها بود کیش من مهر دلدارها
پرستش به مستی‌ست در کیش مهر برونند زین جرگه هشیارها
به شادی و آسایش و خواب و خور ندارند کاری دل‌افگارها
بجز اشک چشم و بجز داغ دل نباشد به دست گرفتارها
کشیدند در کوی دلدادگان میان دل و کام دیوارها
چه فرهادها مرده در کوه‌ها چه حلاج‌ها رفته بر دارها
چه دارد جهان جز دل و مهر یار مگر توده‌هایی ز پندارها
ولی رادمردان و وارستگان نیازند هرگز به مردارها
مهین مهرورزان که آزاده‌اند بریدند از دام جان تارها
به خون خود آغشته و رسته‌اند چه گل‌های رنگین به جوبارها
بهاران که شاباش ریزد سپهر به دامان گلشن ز رگبارها
کشد رخت سبزه به هامون و دشت زند بارگه گل به گلزارها
نگارش دهد گلبن جویبار در آیینهٔ آب رخسارها
رود شاخ گل دربر نیلوفر برقصد به صد ناز گلنارها
درد پردهٔ غنچه را باد بام هزار آورد نغز گفتارها
به آوای نای و به آهنگ چنگ خروشد ز سرو و سمن تارها
به یاد خم ابروی گلرخان بکش جام در بزم می‌خوارها
گره را ز راز جهان باز کن که آسان کند باده دشوارها
جز افسون و افسانه نبود جهان که بسته است چشم خشایارها
به اندوه آینده خود را مباز که آینده خوابی‌ست چون پارها
فریب جهان را مخور زینهار که در پای این گل بود خارها
پیاپی بکش جام و سرگرم باش

بهل گر بگیرند بیکارها

 

علامه طباطبایی 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1390ساعت 14:9  توسط elijahsh  |